X
تبلیغات
نماز

نماز

واجبات و ارکان نماز چیست؟
واجبات نماز 11 چیز است:1. نیت؛ 2. قیام؛ 3. تکبیرةالاحرام؛ 4. رکوع؛ 5. سجود؛ 6. قرائت؛ 7. تشهد؛ 8. سلام؛ 9. ذکر؛ 10. ترتیب؛ 11. موالات. و از میان این واجبات پنج مورد آن رکن است:1. نیت؛ 2. تکبیرةالاحرام؛ 3. قیام موقع گفتن تکبیرةالاحرام و قیام متصل به رکوع؛ یعنی، ایستادن پیش از رکوع؛ 4. رکوع؛ 5. دو سجده. فرق بین رکن و غیر رکن این است که رکن اگر عمدا یا سهوا کم و یا زیاد شد نماز باطل است و واجب غیر رکنی اگر عمدا کم و زیاد شد نماز باطل است؛ ولی اگر سهوا کم و زیاد شد نماز صحیح است.
بنابر این اگر در نماز سهوا اشتباهی مرتکب شد در صورتی که خللی به رکن وارد شود نماز باطل است والا صحیح است.
مثلا اگر رکوع اضافه کرد یا دو سجده اضافه یا کم کرد یا تکبیرة الاحرام را دو بار گفت نماز باطل است؛ ولی اگر در قرائت یا اذکار چیزی سهوا کم یا زیاد شد اشکالی ندارد.
حکمت وجود واجبات رکنی و غیر رکنی در نماز چیست ؟ ایندو واجب چه فرقی باهم دارند؟

اجزاء واجب نماز یا به گونه ای هستند که اگر عمداً و سهواً کم و یا زیاد شوند موجب بطلان نماز می شود که این اجزاء واجب پایه های نماز بوده و بدون آنان نماز را نمی توان دیگر نماز شمرد و دسته ای دیگر چنان هستند که اگر عمداً ترک شوند نماز باطل است ولی چنان چه سهواً ترک شوند به نماز بودن نماز ضربه نمی زنند و با اعمالی خاص می شود آن را جبران کرد. مثلا ساختمانی تصور شود که حداقل برای زندگی در آن مصالحی خاص لازم دارد مثل آجر و سیمان و سقف و امثال آن که اگر مثلا سقف نداشته باشد نمی شود در آن زندگی کرد و اگر سقف اضافه داشته باشد باعث فرو ریختن ساختمات بخاطر سنگینی آن می شود. حال چه آن که سازنده این ساختمان این کار را عمدا کرده باشد یا سهوا فرقی نمی کند ؛ ولی اگر مثلا در گچبری این ساختمان کم و یا زیادی از نظر عیب وجود داشته باشد اگر غفلتی صورت گرفته باشد هم عذر او را می توان پذیرفت و هم می توان آن نقص را در حالیکه در آن زندگی می کنند جبران کرد و اگر عمدی باشد باید آن سازنده این ساختمان مواخذه شود .

بنابراین در این مثال می شود قسم اول را رکن ساختمان و قسم دوم را غیر رکن نامید ، و در نماز هم یکسری اعمال لازم است بعنوان رکن قلمداد شود تا معلوم باشد که اصلا این کار آیا نماز است یا غیر نماز و همینطور یکسری واجبات دیگر است که لازم است در نماز باشد و اگر در حالی که عمدی در کار نباشد اصل آن اعمال که نماز باشد در جای خود است و فقط نیاز به جبران دارد .
منبع: پایگاه حوزه41144114
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 21:24  توسط پری سیما فروغی  | 

فلسفه حجاب در نماز چيست؟ خدا كه با همه محرم است!

با توجه به اين كه خداوند متعال عليم و حكيم است، پس يكايك احكام، حكمت خاصى دارند، ولكن پى بردن به آن اسرار، براى ما هم، ميسر نيست و هم، چندان مفيد نيست چه اين كه با علم محدود ما از نيازها، استعدادها و نيز راه رفع نيازهاى واقعى و شكوفا كردن استعدادها به نحو صحيح و بدون مخاطرات جسمى و روحى، مادى و معنوى، چگونه مى‏توان چنين ادعايى نمود.

علاوه بر اين كه اساس در اين احكام، فراخوان بشر به تعبد و اظهار بندگى در مقابل حضرت پروردگار است. البته چه بسا ممكن است آگاهى به اين اسرار و حكمت‏ها حداقل در بعضى افراد، موجب تقويت انگيزه آنها در پيروى از آن دستورات شود به همين جهت در صدد كنكاش از اسرار و حكمت‏هاى احكام مى‏كنند.

به هر صورت حجاب و پوشش بانوان در نماز، علل و فلسفه‏هاى متعددى دارد؛ از جمله:

الف. اين خود نوعى تمرين مستمر و روزانه براى حفظ حجاب مى‏باشد و يكى از عواملى است كه در پاس‏داشت دائمى پوشش اسلامى زن و جلوگيرى از آسيب‏پذيرى آن، نقش مهمى ايفا مى‏كند.

ب. وجود پوششى يك‏ پارچه براى تمام بدن و داشتن پوششى مخصوص براى نماز، توجه و حضور قلب انسان را بيشتر مى‏كند و از التفات ذهن به تجملات و چيزهاى رنگارنگ مى‏كاهد و ارزش نماز را صد چندان مى‏كند.

داشتن پوشش كامل در پيشگاه خداوند، نوعى ادب و احترام به ساحت قدس ربوبى است. از اين ‏رو براى مرد نيز در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همين ادب حضور در پيشگاه الهى زمينه‎ساز حضور معنوى و بار يافتن به محضر حق مى‎شود.

ج. داشتن پوشش كامل در پيشگاه خداوند، نوعى ادب و احترام به ساحت قدس ربوبى است. از اين ‏رو براى مرد نيز در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همين ادب حضور در پيشگاه الهى زمينه‎ساز حضور معنوى و بار يافتن به محضر حق مى‎شود.

افزون بر آن، حكم پوشش در نماز، با حفظ حجاب در برابر نامحرم تفاوت‏هايى دارد و با آن قابل مقايسه نيست؛ مثلاً پوشاندن روى پا در برابر نامحرم واجب است؛ ولى در نماز - بدون حضور نامحرم - واجب نيست.

سؤال: اگر خدا جنسيت ندارد، چرا بايد در نماز پوشش داشته باشيم؟

جواب: پاسخ اين سؤال طي مراحل زير بيان مي‏شود:

1. خداوند خالق جنس مذکر و مؤنث است(1) و نسبت به خداوند جنسيت معني ندارد و از طرفي، عالم محضر خداست و به نهان و آشکار مخلوقات آگاه و بيناست.(2) پس لزوم رعايت حجاب در نماز به خاطر نامحرم و يا مذکر بودن خداوند نيست.

2. رعايت حجاب در نماز و غير نماز، فقط بر زن‎ها واجب نيست، بلکه حفظ حجاب در محدوده معين بر مردان و زنان هر دو لازم است؛ مثلاً پوشانيدن عورت و بعضي قسمت‎هاي بدن از ديد انسان‎هاي ديگر بر مردان و زنان واجب است. همچنين نماز خواندن با بدن برهنه در مردان و زنان هر دو موجب بطلان نماز است.

بنابراين، رعايت حجاب براي انسان‎ها گاهي به خاطر وجود انسان‎هاي نامحرم است و گاهي به خاطر صحت عبادت است که در بعضي موارد هر دو علّت با هم جمع مي‏شوند، مثل نماز خواندن در حضور اشخاص نامحرم و گاهي فقط به خاطر صحت عبادت است، مثل نماز خواندن در اتاق در بسته و تنها . اختلاف بعضي شرائط اين دو حالت، بهترين گواه بر مطلب است؛ مثلاً طهارت و مباح بودن لباس در نماز شرط است، اما در حفظ حجاب از نامحرم شرط نيست.

خداوند خالق جنس مذکر و مؤنث است و نسبت به خداوند جنسيت معني ندارد و از طرفي، عالم محضر خداست و به نهان و آشکار مخلوقات آگاه و بيناست. پس لزوم رعايت حجاب در نماز به خاطر نامحرم و يا مذکر بودن خداوند نيست.

3. اهداف، حکمت‎ها و فوائدي که از رهگذر انجام دستورات الهي به انسان مي‏رسد، متناسب با ساختار وجودي اوست که مرکب از بعد مادي و معنوي، يعني جسم و روح است و دستورات الهي زمينه را براي سعادت دنيايي و اخروي آماده مي‏کند.

پس اگر در موردي به منافع مادي يک عمل پي‏نبرديم، دليل بر بي‏هدفي و ناقص بودن آن عمل نيست و از آنجا که عقل و فهم آدمي مانند اصل وجودش محدود است، پس به فوائد و حکمتهايي که خالق نامحدود وضع کرده، به طور کامل پي نخواهد برد، مگر اينکه معصومين عليهم‏السلام از زبان وحي خبر دهند.

نماز

بنابراين، آنچه را که ذيلاً به عنوان حکمت و فائده حجاب در حال نماز ذکر مي‏کنيم، تنها گوشه‏اي از فوائد و حکمتهاست و اگر در موردي به حکمت و هدف دستوري پي نبرديم، بي‏نياز از انجام آن نمي‏شويم، بلکه بعضي عبادات تعبدي محض‏اند؛ يعني مأمور به انجام آن هستيم؛ چون خداي حکيم و عليم که خواهان سعادت و کمال انسانهاست، امر فرموده؛ چنان که اگر پزشک ماهر امر به خوردن دارويي کند، هر چند حکمت آن را ندانيم، انجام مي‏دهيم.

با توجه به نکات فوق، به ذکر چند فائده و حکمت براي حجاب در نماز بسنده مي‏کنيم:

اول: انسان در حال عبادت در حضور خاص خداوند و در حال راز و نياز است. در چنين حالي مناسب است بهترين لباس را بپوشد که براي زن همان پوشش کامل است که نشانه عفت و پاکدامني او مي‏باشد و بهترين حالات او را منعکس مي‏کند و براي مرد هم علاوه بر اينکه پوشش عورت لازم است، مناسب است لباسهاي خود (رداء و عباء) و عمامه را بپوشد.(3) سر وقت نماز خواندن، رو به قبله بودن، پوشش کافي و ... هر چند نسبت به خداوند فرقي نمي‏کند، اما نسبت به انسان و سير مراحل تکامل و تربيتش خيلي مهم است و هدف تکليف نيز همين است.

دوم: نوع عبادات، در قالب و آداب ظاهري و شرائط خاصي عرضه شده که هر کدام علاوه بر اهميت و سازندگي ظاهرشان در شخصيت انساني، باطن و اسراري هم دارند که اهل دل به ويژه اولياء الهي از اين ظواهر عبور مي‏کنند. امامان معصوم عليهم‏السلام در فرصتهاي مناسب به اندازه استعداد و توان درک مخاطبين پرده از اسرار اين شعائر و مناسک و عبادات برداشته‏اند.

امام صادق عليه‏السلام فرمودند: «جامه براي مؤمنان نعمتي از جانب خداوند است که مواضع شرمگاه بدن با آن پوشيده مي‏شود ... و چون آن را مي‏پوشي، تو را به خودپسندي و ريا و خودآرايي و فخر فروشي و بزرگ‏منشي وادار نکند ... پس چون جامه‏ات را پوشيدي، به ياد آن باش که خداي تعالي گناهان تو را با رحمتش پوشانده، و لباس صدق و راستي را بر خود بپوش؛ همان‏گونه که پيکر ظاهر خود را با جامه‏ات پوشاندي و بايد باطنت در پوشش ترس و ظاهرت در پوشش اطاعت باشد! اين نعمت خداوند که لباس فرستاد تا عورت ظاهري‏ات پوشيده بماند، بايد مايه عبرت تو شود تا با لباس توبه، عورتهاي باطني خود را بپوشاني و هيچ کس را به عيبش رسوا نکني... .»(4)

 

پي نوشت ها:

1. يس / 36: «سُبْحانَ الَّذي خَلَقَ الْاَزْواجَ کُلَّها»؛ «منزه است کسي که تمام زوجها را آفريد.»

2. انعام / 103: «لَا تُدْرِکُهُ الْاَبْصَارُ وَ هُوَ يُدْرِکُ الْاَبْصَارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ»؛ «چشمها او را نمي‏بينند، ولي او همه چشمها را مي‏بيند و او بخشنده و آگاه است.»

3. پاسخ به پرسشهاي مذهبي، آية اللّه‏ سبحاني و آية اللّه‏ مکارم شيرازي؛ مدرسه امام علي عليه‏السلام ، چاپ اول، ص 309.

4. سر الصلوة، امام خميني رحمه‏الله ، تصحيح احمد فهري، پيام آزادي، مرداد 1360، تهران، ص 83. جهت مطالعه بيشتر، ر. ک: زن در آينه جلال و جمال، جوادي آملي، ص 437؛ رسايل حجابيّه، رسول جعفريان، بخش حکمت و فوائد حجاب؛ حجاب، شهيد مطهري، تمام کتاب؛ سر الصلوة، امام خميني رحمه‏الله ، ص 80 به بعد.

مجله حوزه مبلغان؛ پديدآورنده: رحيم لطيفي،

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 21:19  توسط پری سیما فروغی  | 

فلسفه نمازهاي پنج گانه چيست ؟
در متون دينى (يعنى قرآن كريم و روايات معصومين(ع) در مواردى كه لازم و ضرورى بوده، بعضى از اسرار و فلسفه احكام مستقيما مورد اشاره قرار گرفته است؛ مثل: فلسفه نماز، روزه، حج، جهاد و ... لكن در مورد جزئيات احكام اولاً نياز و ضرورتى براى بيان اسرار و فلسفه آنها وجود نداشت و ثانيا همه مردم قدرت هضم بسيارى از اسرار را نداشتند و ائمه(ع) تنها در جواب افرادى كه چيزى در اين زمينه مى‏پرسيدند، مطالبى را كه مطابق با فكر و درك آنها بود، بيان مى‏كردند. بديهى است كه در اين گونه موارد، نمى‏شود حكم كرد كه فلسفه و اسرار آن احكام منحصر به چيزى است كه در آن روايت اشاره شده است؛ زيرا اگر پرسش كنندگان اسرار زيادترى را مى‏خواستند، پيشوايان دينى از جواب دريغ نكرده و مطالب زيادى مى‏گفتند و ما از اين نمونه‏ها زياد داريم كه شخصى از امام چيزى را مى‏پرسيد و جوابى مى‏گرفت و دوباره كه سؤال مى‏كرد، امام مطلب عميق‏ترى را براى او بيان مى‏فرمود.

از جمله اين كه فضيل مى‏گويد:

از امام(ع) پرسيدم:
چرا كنيه پيامبر(ص) را ابوالقاسم ناميدند؟
حضرت فرمود:
براى اين كه پسرى داشتند به نام قاسم، به همين دليل آن حضرت را ابوالقاسم گفتند. گفتم:
يابن رسول اللّه‏! اگر مرا سزاوار مى‏دانيد زيادتر از اين مطلب بيان بفرماييد.

گفتند:
آيا مى‏دانى كه رسول خدا(ص) فرمود:
«من و على دو پدر اين امتيم»؟
گفتم: بله.
بعد فرمود: آيا مى‏دانى كه رسول خدا(ص) پدر جميع امت است و على نيز از امت پيامبر است و آيا مى‏دانى كه على(ع) قاسم (تقسيم كننده) بهشت و جهنم است؟
گفتم: بلى.
فرمود:
به پيامبر(ص) ، ابوالقاسم گفته شد؛ چون او پدر كسى است كه تقسيم كننده بهشت و جهنم است.
پرسيدم؛ چگونه پيامبر(ص) پدر امت است.
فرمود: شفقت و مهربانى پيامبر(ص) بر امتش، مانند شفقت و مهربانى پدر بر فرزندانش است و على نيز بهترين امت پيامبر(ص) است و پس از او على براى امت از همه دلسوزتر و مهربان‏تر است و او پدر امت است
. به اين جهت پيامبر(ص) فرمودند
: «من و على پدر اين امتيم»،


(علل الشرائع ، ج 1 ، باب 106 ، حديث 2)


و اگر راوى به اين جواب نيز بسنده نكرده بود، امام(ع) اسرار زيادترى را براى او بيان مى‏كردند
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 21:15  توسط پری سیما فروغی  | 

فواید و آثار نماز

تورات مقدس متن مدونی بری تفیلا (نماز) معرفی نكرده، لیكن هر فردی چه مرد و چه زن یعنی همه افراد یهود را موظف به خواندن نماز كرده است. در سفر تثنیه فصل 11 یه 13 چنین ذكر شده است: «خداوند خدی خود را دوست بدارید و او را با تمامی دل و با تمامی جان خود عبادت كنید». دانشمندان یهود درباره ین موضوع تفسیر كرده ‏اند كه ین كدام پرستش است كه به قلب مربوط می‏ باشد؟ جواب داده‏ اند كه همان نماز است.

تفیلا وسیله ارتباطی است بین انسان و خدا كه در ین رابطه انسان خود را بی‏نهیت كوچك دانسته در مقابل نیرویی بی‏نهیت بزرگ، به مدح و ستیش می‏پردازد. در قسمت دیگری از تفیلا انسان خواست‏هی خود را با خدا مطرح می‏كند. دعا كردن تكلیف كردن بر خدا نیست بلكه برعكس تكلیف كردن بر خود ماست یعنی می‏توان ین طور بیان كرد كه انسان هنگام دعا كردن با در نظر گرفتن عنصر مشترك با خدا یعنی عنصر اراده و اختیار كه او را از سیر موجودات جدا می‏كند خواستار آن است كه با داشتن چنین عنصری خود را از مقام بی‏نهیت كوچك به مقامی بی‏نهیت بزرگ برساند و با كسب چنین قدرتی قادر به رفع نیازها و برآورد خواست‏ها باشد. قسمت دیگر تفیلی ما مربوط به شكرگذاری از خداوند است و ین بزرگترین نشانه آگاهی انسان است و عبارت است از آگاه بودن انسان به ارزش‏هی خویش و آگاهی او نسبت به همه نعمت‏ها و موهبت‏هیی كه دارد.

Tefila-تفیلاحخامیم(دانشمندان یهود) شكرگذاری را وظیفه هر انسانی در تمام موارد زندگی می‏دانند. چنان چه وقتی غذیی را می‏خوریم ین كار را انجام می‏دهیم و یا در موارد دیگری مانند بوییدن شكوفه‏ی شكر می‏گوییم كه چنین بصیرتی در حواس و فكر انسان وجود دارد تا پی به چنین مخلوقاتی ببریم. اصولا فلسفه مدح و شكرگزاری انسان را از فلسفه نیهیلیزم و پوچی‏گری بیرون آورده و او را متوجه جهان خارج و طبیعت می‏سازد.

نزدیكی انسان به خدا (كه توسط تفیلا انجام می‏گیرد) نتیجه پیشرفت‏هی عقلانی و تزكیه نفس خود اوست، كه او را مسئول آن قرار می‏دهد تا شیستگی خود را نسبت به ین موهبت الهی ثابت نمید. اگر به انسان ین افتخار داده شده است كه پرتویی از انوار الهی در روح او به امانت گذاشته شود، ین وظیفه نیز برعهده او نهاده شده است كه زندگی خود را به نحوی بگذراند كه مورد تیید آفریدگار قرار گیرد.

یمان به عالی‏ترین وجه، هنگام دعا كردن و نماز خواندن جلوه‏گر می‏شود. زیرا آن كس كه به خدا علاقه و صمیمانه یمان دارد، به حضور پروردگار دعا می‏كند و حاجات خود را از او می‏خواهد. دعا كردن و نماز خواندن تنها بری رفع حاجات نیست، دعا و نماز در حقیقت عبارت است از رابطه‏ی صمیمانه بین آفریدگار و آفریده، كه انسان به وسیله آن از اعماق قلب با خالق خویش سخن می‏گوید. از ین رو دعا و نماز هم به درگاه خداوند مقبول و خوش‏یند است و هم به انسان كمك می‎كند تا غم از دل بزدید و بار روح را سبك‏تر سازد حتی گفته شده است: خداوند مشتاق شنیدن دعا و نماز عادلان و نیكوكاران است بری چه دعا و نماز نیكوكاران به پارو (كلمه «عِتِر» به معنی پارو می‏باشد و همان حروف عِِتِر ریشه فعل دعا كردن و نماز خواندن را دارد) تشبیه شده است؟ چون همان‏طور كه پارو محصول را زیرو رو كرده و آن را از جیی به جی دیگر منتقل می‏‎سازد، به همان ترتیب دعا و نماز عادلان و نیكوكاران خـشم و غـضب خـداوند را بـه رحمت مبدل می‏كند (تلمود: یواموت 64 الف) نماز حقیقی چیزی بیش از حركت و تلفظ لبان است و بیستی از اعماق قلب برخیزد. نماز انسان به حضور خداوند مورد قبول واقع نمی‏شود مگر ین كه وی قلب و جان خود را كف دست بگذارد چنان كه در مراثی ارمیا فصل 3 یه 41 آمده: «قلب خود را همراه با دست‏هیمان به سوی خدیی كه در آسمان‏ها است برافرازیم». یعنی آن كه ما نبید تنها دست‏هیمان را هنگام دعا و نماز به سوی خداوند بلند كنیم بلكه بید قلب خود را نیز متوجه خالق جهان سازیم.

 

Tefilaكسی كه دعا و نماز می‏خواند بید چشمانش را پائین افكنده و قلبش را متوجه بالا سازد و بید نزد خود چنین مجسم كند كه خداوند مقابل او است چنان كه در كتاب مزامیر داود (تهیلیم) فصل 16 یه 8 می‏فرمید: «خداوند را همیشه پیش روی خود می‏دانم». در تلمود؛ براخوت، 28 ب آمده است: «هنگامی كه شما دعا و نماز می‏خوانید بدانید كه در حضور چه كسی یستاده‏ید». دانشمندان یهود دعا و نماز را چیزی بزرگ‏تر و والاتر از درخواستی بری رفع احتیاجات مادی می‏دانند. در عین حال كه تقاضاهی زندگی جسمانی را از یاد نبرده‏اند یشان دعا و نماز را به عنوان واسطه‏ی بری ارتباط با خدا و گسترش پا‏ك‏‎ترین و عالی‏ترین احساسات و انگیزه‏هی طبیعی به كار می‏برند. در نظر یشان، عبادت و خواندن دعا و نماز ورزشی است روحانی بری افزودن قدرت روان، بدین نیت كه روح فرمانده زندگی و ارباب و سرور جسم شود.

«نیچه» می‏نویسد انسان همچنان كه به آب و اكسیژن نیازمند است به خدا نیز محتاج است. روح نیمش عقل است و نیم دیگرش احساس، ما بید هم زیبیی دانش را دوست بداریم و زیبیی خدا را.

«الكسیس كارل» می‏گوید: آثار نییش و رسم پرستش و دعا كردن در جامعه وقتی رو به ضعف و فراموش شدن می‏گذارد مقدمات انحطاط و عدم مقاومت ملت و جامعه را فراهم می‏كند. بنابرین جامعه با از دست دادن عمل پرستش و نییش مزاج خود را بری رشد میكرب انحطاط ، متلاشی شدن، تجزیه و ضعف اجتماع آماده می‏كند او می‎‏گوید روم باشكوه و متمدن قدیم را، دوری مردمش و متروك ماندن سنت دیرین بشری در پرستیدن، رو به ضعف و ذلت برد.

محققین روانشناسی از روی آمارهی ممالك مختلف به ین نتیجه مسلم رسیده‏اند كه تعداد نسبی انتحار و قتل و طلاق و اعمالی كه در هیجان‏هی یاس و غضب انجام می‏شود در اقوام معتقد و مومن خیلی كمتر از محیط‏هی بی‏ دین و لاقید است.

لغت نماز و دعا در زبان عبری تفیلا گفته می‏شود و از ریشه (پیلِل) به معنی مجادله گرفته شده است چنان كه در تهیلیم (زبور داود) فصل 106 یه 30 آمده است: «پینحاس (نوه حضرت هارون) یستاد و داوری نمود نماز و دعا كرد و مرگ و میر قطع گردی». در لمود؛ سنهدرین 82 ین جمله را چنین تفسیر كرده‏اند: پینحاس مثل ین كه با خدا مجادله كرد و درباره وبائی كه قوم را كشتار می‏كرد از خداوند توضیح خواست بنابرین هیتْپَلِل یعنی تقدیم اظهارنامه درباره مطلبی به پیشگاه قاضی عالم در عالیترین دادگاه و در سِفر پیدیش حضرت ابراهیم را می‏بینیم كه درباره افراد سِدُوم با خداوند به صورت مجادله و مانند یك وكیل مدافع با قاضی كل عالم بحث می‏كند و نمونه جالب دیگر دعا حضرت موسی است كه مانند وكیل مدافع شجاعی از قوم اسرائیل دفاع می‏كند و در سفر خروج فصل 32 یه‏هی 11 و12 و 13 چنین آمده: «موسی، به درگاه خداوند خدی خود التماس نموده، گفت: خداوندا چرا خشمت بر قومت افروخته شده است ین قومی كه با قدرت عظیم و با نیروی قوی از مصر بیرون آوردی چرا مصریان بگویند از روی سوءنیت آنها را از مصر بیرون آورد تا ین كه آنها را در بیابان بكشد ... .

در طرف مقابل دعی سیر انبیاء به صورت مجادله با خداوند نیست، بلكه درخواست آنها به صورت التماس و تضرع است یعنی به درگاه خداوند بخشنده و مهربان روی آورده و طلب رحمت و بخشیش می‏نمیند. ین نوع نماز را به نام (تفیلت ویدوی) یعنی اعتراف و اقرار به گناه خوانده می‏شود. در بیشتر قربانی‏هیی كه (در دوران معبد مقدس) تقدیم می‏شد صاحب قربانی دست‏هی خود را روی سر حیوان می‏گذاشت و مطالبی اداء می‏كرد و سپس مبادرت به قربانی می‏نمود و حال كه اجری مراسم قربانی امكان‏پذیر نیست ین مطالب جزء دعا و نمازهی روزانه گردیده است.

دانشمندان یهود عقیده دارند كه اجداد مقدس ما حضرت ابراهیم و اسحق و یعقوب بنیان‏گذاران زمان نمازهی روزانه بوده‏اند. حضرت ابراهیم نماز صبحگاه را بنیان گذاشت. «پیدیش فصل 22 یه 3: ابراهیم بامدادان سحرخیزی كرد .....» و حض اسحق نماز نیم‏ روز را «پیدیش فصل 24 یه 63: قبل از غروب اسحق بری راز و نیاز كردن (با خدا) به صحرا رفت..... ». حضرت یعقوب نماز شامگاه را. پیدیش فصل 28 یه 11: در آن محل (محل كوه موریا كه حضرت اسحق بری قربانی به آنجا برده شد) نماز خواند و نظر به ین كه آفتاب غروب كرد آنجا منزل نمود...».

بنی‏اسرائیل در مصر نیز نماز می‏گذاشتند و دعا می‏خواندند چنان كه در سفر خروج فصل 2 یه 23 ین طور آمده: یعنی «پس از مدت مدید (كه فرزندان ییسرائل از گل‏كاری و خشت‏زنی رنج می‏بردند) واقع شد كه پادشاه مصر درگذشت. فرزندان ییسرائل از آن بندگی نالیدند و از عذاب فریاد ‏زدند. فریاد شكیت آنها از بندگی به درگاه خداوند رسید».

در كتاب دانیال فصل 3 یه 11 مندرج است: حضرت دانیال روزانه سه مرتبه پنجره خانه خود را رو به بیت‏المقدس (اورشلیم) باز می‏كرد و به زانو می‏افتاد و با سجده به درگاه خداوند نماز می‏گذاشت. ین نماز با تسبیح و مدح شروع می‏شد و با شكرگذاری خاتمه می‏یافت.

از نماز و دعاهی حضرت موسی در تورات زیاد بازگو شده است از جمله در كتاب تثنیه فصل 3 یه 24 و 25 آمده است: «یعنی خداوندا تو شروع كردی كه بزرگواری و قدرت زیادت را به بنده‏ات نشان دهی چون كه كدام نیروئی در آسمان و زمین وجود دارد كه كارها و دلاوری‏هی تو را انجام دهد. تمنی ین كه (اجازه دهی از رود اردن) عبور نمیم و آن سرزمین خوبی را كه در آن طرف رود اردن است یعنی آن كوه زیبا و لِوانُون را ببینم».

سیر تكامل نماز از حضرت ابراهیم تا ظهور حضرت موسی به طور بسیار خلاصه شروع می‏شود و در زمان حضرت موسی با نزول تورات نمازهی خاصی به آنها اضافه می‏گردد و پس از دوران انبیاء به طور كلی بنا به مقتضی وضع اجتماعی و سیاسی و اتفاقات تاریخی ادعیه بوجود آمده و تصنیف می‏گردد و به مجموعه دعاهی قبلی اضافه می‏گردد و در دوران بازگشت پراكندگی اول توسط «عِزرا» و یارانش در حدود دو هزار و چهارصد سال قبل شكل كامل به خود می‏گیرد و به صورت مدون در می‏ید و سپس در تمام دوران استقرار معبد مقدس دوم به شكل ثابت می‏ماند و در زمان تدوین تلمود یروشلمی حدود 1800 سال قبل ختم می‏گردد.

به طور خلاصه انبیاء بعد از حضرت موسی مانند یهوشوع پیغمبر، حنا زن القانا، شموئل نبی، حضرت داود، حضرت سلیمان، حزقیاهو پادشاه و یا حضرت یونس، ارمیا نبی، حبقوق نبی، دانیال نبی، مردخی و استر و عزرا و (دانشمندان تلمود) هركدام در عصر خود بر نماز و ادعیه‏هی موجود دعاهیی افزودند. نمونه‏هیی از ین دعاها بدین مضمون می‏باشند:

در پیان لحش (دعی نوزده بركتی) ین درخواست را می‏خوانیم:

«ی خدی من زبان مرا از بدگویی، و لبانم را از تكلم به نیرنگ باز دار، در برابر اشخاصی كه مرا نفرین می‏كنند، زبانم ساكت و خاموش بماند، و روانم در برابر همگان همچون خاك باشد. قلبم را بری پذیرفتن تورات بگشا، جانم فرمان‏هی تو را پیروی و تبعیت و اگر كسانی علیه من بد بیندیشند و به زیان من قصد كنند، تو به فوریت مشورت آنها را برهم زن و فكرشان را باطل كن. سخنان دهان من مورد رضی تو قرار گیرند و تفكر دلم به حضور تو مقبول افتد، ی خدیی كه آفریدگار و نجات‏دهنده من هستی». (براخوت 17 الف)

یكی از دانشمندان یهود، در پیان دعا فوق، ین دعا را افزوده است:

«ی خداوند من، خدی اجداد من میل و رضی تو بر ین تعلق گیرد، كه در دل هیچ انسانی كینه و دشمنی علیه ما وراد نشود. و كینه و عداوتی علیه هیچ انسانی بر دل ما نگذرد. حسادتی نسبت به ما در دل هیچ‏كس رسوخ نكند، و نسبت به هیچ‏كس نیز حسد به دل ما راه نیابد. در سراسر روزهی عمر تحصیل تورات و اجری فریض تو مشغله ما باشد، و سخنان ما به حضور تو التماس و تضرع محسوب می‏گردد، قلب‏هی ما را متحد كن تا از نام تو بترسیم. از آن چه كه منفور درگاه تو است ما را دور بدار، و به آن چه مورد رضی تو است ما را نزدیك ساز، و به خاطر نام مبارك خودت با ما احسان كن. (تلمود یروشلمی براخوت 7 دال)

 

چند گفتار از دانشمندان درباره نماز و اهمیت آن:

1- دعا و نماز از قربانی‏ بزرگ‏تر و مهم‏تر است.

2- دعا و نماز از اعمال نیك با اهمیت‏تر است.

3- كسی كه دعا و نماز می‏خواند، بید قلب خود را متوجه (خدی) آسمان سازد.

4- كسی كه دعا و نماز می‏خواند بید چشمانش را پیین انداخته و قلبش را متوجه بالا سازد.

5- كسی كه فكرش آسوده نیست (تمركز حواس ندارد) نماز نخواند. (تلمود؛ عرووین 65 الف)

6- هر كس كه بری همنوع خود دعا می‏كند و جهت او طلب رحمت می‏نمید، در حالی كه خود نیز به آن مورد نیاز دارد نخست به خود او جواب داده می‏شود و خود او اول نجات می‏یابد.

7- هر كس فرامین الهی را با یمان كامل بر خود قبول نمید و آن را انجام دهد شیسته آن خواهد بود كه الهام الهی بر او قرار گیرد. (مخیلتا صفحه 33 ب )

8- بهترین راه تزكیه روح، نماز است، چون وسیله مطمئنی جهت تزكیه است.

9- نماز میه آرامش است.

10- نماز میه نزدیك شدن انسان به سعادت است.

11- نماز انسان را از فحشا و منكرات باز می‏دارد.

12- نماز سپاسگزاری از معبود است چون تشكر از نعمت ‏دهنده واجب است، چنانچه اگر كسی كاری را بری ما انجام داد و از او تشكر نكنیم در حق او جفا كرده‏یم.

13- از ویژگی‏هی نماز جلوگیری از غفلت است.

14- نماز انسان را به پاكی‏ها و پاكسازی هم ظاهر و هم باطن هدیت می‏كند.

15- نماز ضد اضطراب و پریشانی است.

16- نماز سدی است در مقابل گناهكاری‏ها و یجاد روح تقوا و پرهیزگاری.

17- نماز وسیله پاك شدن و ثابت كننده خلوص و پیراستگی از تكبر و غرور است.

18- نماز وسیله زدودن پرده ‏هی غفلت و سستی، پرورش فضائل اخلاقی گسترش‏دهنده زمینه عدالت و رعیت حقوق اجتماعی، یجاد روح، نظم و پاكیزگی در ظاهر و باطن انسان است.

19- نماز درست است كه به وسیله فرد انجام می‏پذیرد، اما با نماز، ساخته شدن عضوی از جامعه شكل می‏‎گیرد و ین رابطه بین نماز و اجتماع است.

20- وقتی انسان متذكر خدا بود خدا را مراقب خویش دید قهراً از انجام گناه و منكرات شرم و حیا می‎‏كند.

21- شادابی روح انسان: نماز در ساخت روح انسا، همان نقشی را یفا ی‏كند كه نرمش و ورزش در ساخت جسم انسان یفا می‏نمید.

22- نماز روح انسان‏ها را به مبداء هستی‏بخش مرتبط و متصل می‏كند و با ین ارتباط، روح و جان آدمی را زنده، بانشاط و آرام می‏سازد و او را بری انجام سیر تكالیف و وظائف فردی و اجتماعی آماده می‏كند.

23- خواندن نماز علاوه بر آن كه انجام یك دستور و یك واجب الهی است، خود مانع از انجام زشتی‏ها، خلاف‏ها و گناهان دیگر است.

24- یكی از فلسفه‎‏ هی عبادت، اظهار خضوع و تسلیم در مقابل امر پروردگار و یجاد روح عبودیت و بندگی در انسان است.

25- و بالاخره نماز داری آثار و فلسفه‏هی متعددی است از جمله ین خواص: نماز، تقدیر و سپاس‏گزاری از خدا است، موجب آرامش انسان است، موجب یاد خداست، زمینه پرهیز از گناه را در انسان فراهم می‏كند، تأكیدی بر نظافت و سلامتی است، داری آثار وحدت‏بخش اجتماعی است و موجب انضباط و وقت‏شناسی است.

 

مقالات مرتبط :
نماز (تفیلا) در یین یهود
تفیلین یا مهر نماز یهودیان

نماز و زوزه (نخوردن ونیاشامیدن) پوریم. بخاطر طلب رحمت از جانب خد-اوند
 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 21:12  توسط پری سیما فروغی  | 

 

از پیامبر گرامی درمورد نماز سوال شد فرمودند :
 نماز از جمله شریعت های مهم دین است.
 
 در نماز خشنودی خدا همراه است.
 
 نماز راه و روش انبیاءاست.
 
 نماز گزارمورد محبت ملائکه است.
 
 هدایت ایمان و نور معرفت ارزانی و هدیه به نماز گزار است.
 
 نمازموجب برکت در روزی است.
 
 نماز موجب راحتی بدن است.
 
 نماز موجب راندن شیطان است.
 
 نماز سلاح علیه کافران است.
 
 نماز موجب اجابت دعا است.
 
 نماز موجب قبولی سایر اعمال است.
 
 نماز بهترین توشه مومن درسفرآخرت است.
 
 نماز میان او و ملک الموت همچو شافع عمل است.
 
 نماز مونس انسان در قبر است.
 
 نماز پاسخی به نکیر ومنکر است.
 
 نماز در قیامت چون تاجی بر سر او است.
 
 نمازنوری بر رخسار او است.
 
 نماز لباس فاخری برتن اوست.
 
 نماز مانعی میان او و آتش جهنم است.
 
 نماز سند بزرگی میان او و خدا است.
 
 نماز سبب نجات او از دوزخ است.
 
 نماز جواز عبور از پل صراط است.
 
 نماز کلید ورود به بهشت است.
 
 نماز مهریه حورالعین است.
 
 نماز بهاء جنت است.
 
 با نماز به درجه بلند عبودیت نایل میشود.
 
 نماز سراسر تسبیح است اعتراف به وهدانیت است.
 
 نماز تنذیه ذاتی خداوند است و نماز هم گفتار و هم دعوت است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 20:28  توسط پری سیما فروغی  | 

 

  احادیثی از ائمه ی اطهار درباره ی نماز:

نماز ستون دین :

پیامبر (ص ) : الصلوة عمود دینکم

نماز، پایه و ستون دین شماست .

( میزان الحکمه ، ج 5، ص 370 )

نشانه ایمان :

پیامبر (ص ) : علم الایمان الصلوة

علامت و نشانه ایمان نمازاست .

( شهاب الاخبار، ص 59 )

تقرب به وسیله نماز :

امام کاظم (ع ) : افضل ما یتقرب به العبد الی الله بعد المعرفة به ، الصلوة

بهترین چیزی  که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی  تقرب

پیدا می کند، نماز است .

( تحت العقول ، ص 455 )

پرچم اسلام :

پیامبر (ص ) : علم الاسلام الصلاة

نماز، پرچم اسلام است .

( کنز العمال ، ج 7، ص ,279 حدیث 1887 )

جایگاه نماز :

پیامبر (ص ) : موضع الصلوة من الدین کموضع الرأس من الجسد

جایگاه نماز در دین ، مانند جایگاه سر در بدن است .

( کنز العمال ، ج 7، حدیث 18972 )

پیامبر(ص):اولین چیزی که به حساب ان رسیدگی می کنند نماز است. 

امام علی(ع) :مردی که برای اقامه نماز جمعه از خانه خارج شود و در این راه بمیرد برای اوست بهشت.

امام علی(ع):نماز دژ و قلعه محکمی است  که نماز گزار را از حملات شیطان نگاه می دارد.

حضرت محمد(ص):اگر همه ی ابهای دریا جوهر شوند و همه ی درختان قلم شوند و همه ی فرشتگان نویسنده شوند نمی توانند ثواب نماز جماعت را بنویسند.

 

                                       

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 19:46  توسط پری سیما فروغی  | 

درباره ی نماز...

واژهٔ نماز واژه‌ای پارسیست که ایرانیان برای واژهٔ «صلاة» عربی به کار بردند. این واژه به معنای خم شدن و سرفرودآوری برای ستایش و احترام است. واژهٔ نماز نام‌واژه‌ای از فعل نمیدن فارسی به معنی تعظیم‌کردن است.برخی حدس زده‌اند که این واژه از واژهٔ «ناماسته» در زبان سانسکریت گرفته شده‌باشد که محتمل نیست.

• نماز موجب ياد خداست:

ياد خدا بهترين وسيله براي خويشتن داري و كنترل غرايز سركش و جلوگيري از روح طغيان است. «نمازگزار» همواره به ياد خدا مي‏باشد، خدايي كه از تمام كارهاي كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در زواياي روان ما وجود دارد و يا از انديشه ما مي‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگي انسان و هوسهاي وي اعتدال مي‏بخشد، چنان كه غفلت از ياد خدا و بي خبري از پاداشها و كيفرهاي او، موجب تيرگي عقل و خرد و كم فروغي آن مي‏شود.

انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و كردار خود نمي‏انديشد و براي ارضاي تمايلات و غرايز سركش خود حد و مرزي را نمي‏شناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روز پنج بار به ياد خدا مي‏اندازد و تيرگي غفلت را از روح و روانش پاك مي‏سازد.

به راستي، انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است، بهترين راه براي كنترل غرايز و خواستهاي مرزنشناس او همان ياد خدا، ياد كيفرهاي خطاكاران و حسابهاي دقيق و اشتباه‏ناپذير آن مي‏باشد. از اين نظر قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خدا معرفي مي‏كند: «اقم الصلوة لذكري؛ نماز را براي ياد من بپادار!» (1)

 

 

آداب نماز از دیدگاه امام رضا:

1.حضور قلب 

۲. بازي نکردن با جوارح 

۳. خوار شمردن خود در پيشگاه خدا

4.قرار دادن بهشت سمت راست و آتش سمت چپ و صراط را در مقابل مشاهده کردن

 5. خدا را در مقابل ديدن

شرایط نماز از دیدگاه امام رضا (ع):

امام علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمود:

1. هنگامی که ارده کردی نماز بخوانی، با بی رغبتی، کسالت، خواب آلودگی، عجله و مشغول به چیزی... نماز، به جا نیاور.

2. با حالت حضور قلب و سکون و آرامش و تأنی، مشغولنماز شو.

3. بر شما باد نماز با خشوع و خضوع.

4. در پیشگاه الهی چنان خاشع و خاضع باش که که خشیت و خوف از سیمای تو ظاهر گردد، و به وسیله طمأنینه خوف و رجا (امید) در تو ظهور پیدا کند.

5. در حالی که ترس و ورع شدیدی بر قلبت عارض گردیده و همچون بنده فراری و گنهکار که در مقابل مولایش قرار گرفته مقابل پروردگار بایست.

6. قدم هایت را منظم کن و خود را برای اطاعت از مولایت مستعد و مهیا ساز.

7. به چپ و راست توجه نکن.

8. و خدا را مثل این که تو را می بیند به حساب آور، زیرا اگر تو خدا را نمی بینی همانا خدا تو را می بیند.

9. با ریش و سایر اعضا و جوارحت و با جامه ات بازی مکن.

10. در حال گرفتگی بینی نماز نخوان.

11. و برای زنان نیز درست نیست که با نقاب نماز بخوانند.

12. چشمت را در هنگامی که ایستاده ای به موضع سجده بینداز.

13. و در هنگام نماز از خودت جزع و هول و ترس از خدا ظاهر کن و با این حالات مخصوص، نشان بده که تو (( راغب الی الله )) هستی و به خدا عشق می ورزی.

14. در حال قیام گاهی به این پا و گاهی به آن پا تکیه مکن.

15. نمازی به جای آور مثل این که وداع است که دیگر موفق به ادای آن نمی شوی.

16. بدان که همانا تو در برابر خداوند جبارهستی،بنابراین با چیزی از اشیا مشغول به بازی مشو و حدیث نفس مکن(با خودت صحبت نکن) و قلبت را از همه چیز جز یاد خدا و عبادت او فارغ کن،و فقط باید به نماز بپردازیِ .

17. هنگام نماز در حال قیام، دست هایت را روی ران های پایت قرار بده.

18. و در شروع نمازت تکبیر بگوی.

19. دست هایت را نرمه گوشت بلند کن، به طوری که انگشت های ابهامت از گوش و مقابل آن تجاوز نکند.

20. و در قنوت نماز واجب دست هایت از سر تجاوز نکند و اما در نماز نافله و وتر مانعی نیست.

21. هر گاه به رکوع رفتی، پس دست هایت را به زانوهایت بگذار و انگشتانت را بگشا و دست هایت را جمع نموده از محاذی زانوها و پاها خارج مکن.

22. هنگام برخاستن از رکوع به تمام قامت بایست تا آن جا که مفاصلت تماماً به مکان اصلی خود برگردد، و عروق و رگ ها جا به جا شود.

23. در سجده جبین و پیشانی و کف دست هایت را بر زمین بگذار.

24. و انگشتان دست هایت را هنگام سجده ببند و به طرف قبله قرارش بده.

25. و هرگاه نشستی، پس به قسمت راست بدن ننشین، بلکه طرف راست را بلند نموده و بر طرف چپ بگذار و روی ران های خود بنشین.

26. دست روی دست مگذار، بلکه دست هایت را آزاد کن و مستقیم بر ران ها قرارشان ده، زیرا این عملِ دست روی دست گذاشتن، عمل اهل کتاب است.

27. در هنگام نماز خمیازه مکش و دست و پا دراز مکن و آروق نزن، و هر گاه این دو، به تو فشار آوردند با جد و جهد از خود دفع کن و تحمل نما.

28. هر عطسه زدی (( الحمدلله )) بگو.

29. در موضع سجده ات حرکت نکن و راه مرو و به جلو و عقب نرو و ثابت و بدون حرکت باش.

30. و در حالی که در فشار از ادرار و مدفوع هستی به نماز نایست و اگر در نماز بودی و احساس فشار و نارحتی از آن ها نمودی، از نماز منصرف شو، مگر این که در فشار نباشی و توان تحمل آن را بدون زیان و ضرر به نمازت داشته باشی.

31. وقتی که به نماز ایستاده ای با تمام توجه قلبی و با همه وجودت به خداوند روی آور، تا خدا نیز به تو روی آورد.

32. و هرگاه خواستی برای نمازت وضو بگیری وضویی کامل بساز.

33. و هر گاه خواستی سجده کنی پیشانیت را بر خاک بگذار.

34. هر گاه به نماز روی آوردی و با توجه و حضور کامل قلبی به نماز ایستادی و آداب و شرایط نماز را حفظ کردی و با همه ی وجودت به سوی خدا رفتی او نیز با همه رحمت و مغفرت و عنایتش به تو روی خواهد آورد. هر گاه از خدا روگردان شدی و اعراض کردی، خداوند نیز از تو روگردان شود.

 

نماز از دیدگاه امام سجاد:

ابن دينار گفت : ‌من‌ ‌در‌ خدمت امام سجاد ( عليه السلام ) نشسته بودم که مردي وارد ‌شد‌ ‌و‌ بي ادبانه ‌به‌ امام ( عليه السلام ) گفت :
مي داني که چگونه نماز مي خوانند ؟
من قصد کردم که ‌او‌ ‌را‌ بزنم ، ولي امام مانع ‌شد‌ ‌و‌ فرمود :
صبر کن اي ابا جازم ! که عالمان بردبارند .
آن گاه روي مبارک ‌به‌ سؤال کننده کرد ‌و‌ فرمود :
بلي مي دانم که چگونه نماز ‌را‌ ‌به‌ جاي آورم .
سائل گفت : پيش ‌از‌ نماز چند چيز ‌بر‌ ‌تو‌ واجب است ؟
امام ( عليه السلام ) فرمود : هفت چيز : طهارت گرفتن ، پوشيدن عورت ، جاي سجده پاک داشتن ، وقت شناختن ‌و‌ عددهاي ‌آن‌ ‌را‌ دانستن ‌و‌ جامه ‌را‌ پاک ساختن ‌و‌ روي ‌به‌ سوي قبله کردن .
سائل گفت : ‌به‌ ‌چه‌ نيت ‌از‌ خانه بيرون مي آيي ؟
ـ ‌به‌ نيت زيارت .
ـ ‌به‌ ‌چه‌ نيت ‌به‌ سجده مي روي ؟
ـ ‌به‌ نيت عبادت .
ـ ‌به‌ ‌چه‌ نيت ‌در‌ نماز قيام مي کني ؟
ـ ‌به‌ نيت خدمت .
ـ اين خدمت ‌را‌ چگونه نيت مي کني ؟
ـ ‌به‌ نيت عبوديت ‌و‌ اعتراف ‌به‌ وحدانيت ‌او‌ .
ـ ‌با‌ ‌چه‌ چيز ‌رو‌ ‌به‌ قبله مي کني ؟
ـ ‌به‌ ‌سه‌ فريضه ‌و‌ يک سنت . توجه ‌به‌ قبله ‌و‌ نيت ‌و‌ تکبيره الاحرام ، فريضه اند ‌و‌ دست برداشتن نزديک گوش سنت است .
ـ برهان نماز چيست ؟
ـ نظر کردن ‌در‌ حال قيام ‌به‌ سجده گاه .
ـ تحريم نماز چيست ؟
ـ تکبير .
ـ تحليلش چيست ؟
ـ سلام .
ـ جوهرش چيست؟
ـ تعقيب .
ـ تماميتش ‌به‌ چيست ؟
ـ صلوات ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ محمد ( صلي الله عليه ‌و‌ آله )
ـ سبب قبوليش چيست ؟
ـ دوستي ‌ما‌ اهل بيت ‌و‌ دشمني ‌با‌ دشمنان ‌ما‌ .
ـ براي هيچ کس ، حجتي نگذاشتي .
پس برخاست ‌و‌ اين آيه ‌را‌ خواند :
« الله اعلم حيث يجعل رسالته » .
خدا مي داند ‌چه‌ کسي ‌را‌ رسول خود قرار دهد .
(بحار / ج 81/ ص 239 )

 

آثار سبک شمردن نماز از دیدگاه امام صادق:

نماز ستون خیمه دین است و امام صادق (ع) نماز را مرز ایمان و کفر دانسته است. بنابر این، اگر کسی بخواهد خیمه ایی به نام دین را برپا کند، باید همواره در اندیشه تیرک اصلی و ستونی باشد که دین بدان استوار می گردد.

نماز ستون خیمه دین است و امام صادق (ع) نماز را مرز ایمان و کفر دانسته است. بنابر این، اگر کسی بخواهد خیمه ایی به نام دین را برپا کند، باید همواره در اندیشه تیرک اصلی و ستونی باشد که دین بدان استوار می گردد. هرچند که این ستون خود به پای بستی استوار چون ولایت بسته است و قیام ستون نمازبه ولایتمداری می باشد، ولی از همین ارتباط استوار و محکم ولایت و نماز می توان دریافت که چگونه نمازگزاردن و اقامه آن، می تواند به عنوان نماد ولایتمداری مومن مطرح شود.

به سخن دیگر، نمازگزاری، نمایش تمام و کامل از ولایت مداری بشر است از همین جا ارتباط تنگاتنگ میان قرآن ناطق با قرآن صامت، ثقل اکبر با ثقل اصغر، عترت و اسلام، اهل بیت عصمت و طهارت (ع) با قرآن شناخته می شود، به گونه ای که هرگز از هم جدایی ندارند و مومن را تا رسیدن به مقصد درکنار حوض کوثر همراهی می کنند. امام صادق (ع) درمقام تبیین کننده محکمات ومتشابهات قرآن، مفسر جامع و کامل آیات الهی، قرآن ناطق، امام و پیشوای انس وجان، ولی الله اعظم الهی، همواره بر آن بود تا در مقام راهنمایی بشر، هدایت واقعی را در دست بگیرد و تا آن جا که ظرفیت اجازه می داد، حق را آشکار و باطل را رسوا سازد و حقیقت را به مردم بنمایاند. از این رو درمدت کوتاه عمر خویش، فضای جهان را چنان به انوار علم وایمان خویش روشن ساخت که همگان حتی رهبران فقاهت اهل سنت از شمع وجودش بهره بردند.

نویسنده دراین مطلب بر آن است تا با مراجعه به سیره و سنت آن حضرت (ع) دیدگاه ایشان را درباره اصلی ترین فروع اسلام یعنی نماز و ارزش و جایگاه آن و آثار سبک شماری نماز تشریح کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

● ارزش و اهمیت نماز درکلام امام صادق (ع):

نماز درآموزه های قرآن، یکی از اصلی ترین واجبات به شمار می رود؛ زیرا مهم ترین عبادت و نماد زیباترین پرستش و ستایش پروردگار و بهترین نیایش به درگاه الهی است.

نماز نماد ظاهری ایمان و عملی صالح است که شخص تنها آن را به جهت تعظیم و اطاعت امر الهی و تکریم وی به جا می آورد؛ زیرا خداوند هیچ نیازی به نماز بشر ندارد، بلکه این بشر است که برای دست یابی به کمالات وجودی از راه تقرب الهی به نماز نیاز دارد.

خداوند در آیاتی به نیاز انسان به نماز توجه داده است و معلوم نموده که انسان برای اموری ازجمله استعانت از خداوند درحل مشکلات و گرفتاری های مادی و معنوی دنیوی و اخروی (بقره، آیات ۴۵و ۱۵۳)، بازدارندگی از فرو رفتن درپلشتی ها و زشتی ها چون فحشاء و منکرات و عامل محافظت و ایجاد تقوا در انسان و کمک به رشد و بالندگی (عنکبوت، آیه ۴۵)، سپاسگزاری و شکر نعمت در راستای افزایش عنایت و توجه و فضل الهی نسبت به خود(ابراهیم، آیه ۷ و قریش، آیات ۳و ۴) تقرب و انس با خداوند و بهره مندی از مواهب این انس چون آرامش و آسایش جاودانه و سرور و شادی باطنی دردنیا و آخرت (طه، آیه ۱۴و آیه آخر سوره علق) به نماز متوسل می شود تا از این امور بهره مند شود.

بنابراین، می توان گفت که نماز مانند حب اهل بیت(ع) و ولایت ایشان، سود و بهره آن به خود نمازگزار و دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت(ع) می رسد. به این معنا که اگر خداوند می فرماید اهل بیت(ع) را دوست بدارید و این اجر و مزد رسالت است: قل لااسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی». (شوری، آیه ۳۲) در حقیقت این اجر و مزد رسالت به پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) نمی رسد، بلکه به خود دوستداران و محبان اهل بیت(ع) بازمی گردد: ما سألتکم من اجرا فهو لکم ان اجری الا علی الله (سباء، آیه ۷۴). بنابراین پیامبر(ص) چنان که بارها و بارها گفته است، اصولا هیچ مزد و اجری برای رسالت خود از مردم نمی خواهد: «ما اسالکم علیه من اجرا الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا»؛ «من از شما اجری نمی خواهم مگر کسی را که به سوی پروردگار خود راهی اتخاذ کند. (فرقان، آیه ۷۵) و آن چه به ظاهر به عنوان مزد رسالت مطرح شده است، مزد رسالت نیست، بلکه عنایت و فضلی از سوی خدا و پیامبر(ص) به مردم است تا این گونه از محبت اهل بیت(ع) برای قرب الهی و عنایات او بهره مند شوند. از این رو در آیه ۷۴ سوره سبا در ادامه آمده که اجر خود را تنها از خدا می خواهم و بر خداست تا آن مزد رسالت را بپردازد.

به هر حال، همان گونه که محبت به اهل بیت(ع) به ظاهر مزد رسالت دانسته شده، ولی در حقیقت این محبان هستند که سود می برند، هم چنین نزدیکی و قرب به خداوند برای سود و بهره ای است که به شخص می رسد و خداوند از ایمان و کفر مردم هیچ سود و زیانی نمی برد. بنابراین نمازگزاردن و نگزاردن بشر هیچ سود و زیانی به خداوند نمی رساند، بلکه سود و زیانش به خود مردم می رسد.

امام صادق(ع) درباره ارزش و اهمیت نماز از پیامبر(ص) روایت می کند که: مردی نزد پیامبر آمد و گفت: ای پیامبر خدا! مرا سفارش کن! پیامبر(ص) به وی فرمود: نماز را از روی عمد وامگذار که هر کس آن را از روی قصد ترک کند، دین اسلام از او وا رهیده است.

آن حضرت هم چنین در پاسخ به پرسش کسی که از وی درباره گناهان کبیره پرسیده بود، فرمود: ترک کردن نماز از روی عمد یا هر آنچه خدای جل جلاله واجب کرده است، از گناهان کبیره است؛ زیرا پیامبر خدا فرمود: هر کس نماز را از روی قصد ترک کند، از پیمان خداوند جل جلاله و پیمان پیامبرش، بیرون رفته است.

بنابراین، نماز خواندن براساس تفسیر امام صادق(ع)، عین اسلام و ایمان است و ترک آن عین کفر است، زیرا کسی که از پیمان خدا و پیامبرش(ص) بیرون رفته دیگر مسلمان نیست.

آن حضرت هم چنین در تبیین این معنا در پاسخ به این پرسش که: چگونه زناکار را کافر نمی نامید و ترک کننده نماز را کافر می نامید و دلیل آن چیست؟ فرمود: چون زناکار و مانند آن، به جهت غلبه شهوت، آن را انجام می دهد و ترک کننده نماز فقط از روی سبک شمردن و استخفاف، آن را ترک می کند.

آثار سبک شماری نماز در کلام صادق (ع):

چنان که گفته شد نماز، ستون دین است لذا آن را مرز میان کفر و ایمان شمرده اند. برخی از مردم اصولا نماز به جا نمی آورند و از اسلام فقط نام آن را یدک می کشند. اما برخی دیگر هر چند که نماز می خوانند ولی آن را سبک می شمارند و حق آن را به تمام و کمال ادا نمی کنند. از پـیامبر (ص) روایت شده که فرمود:لیس منی من استخف بصلاته؛ هر کس نماز را سبک شمارد از من نیست. (فروع کافی، کلینی، ج۲ص ۲۶۹).

درارزش و جایگاه بلند نماز از دیدگاه اهل بیت (ع) همین اندازه کفایت می کند که همه ایشان بی استثناء هنگامی که به نماز می ایستادند، لرزه بر اندامشان می افتاد و رخسارشان به زردی می گرایید. درحالات امام سجاد (ع) آمده است که وی این گونه بود. روزی امام باقر(ع) نزد پدر رفت و او را درنماز، به حالتی عجیب مشاهده کرد.حالتی که کسی را یارای رسیدن به مرتبه آن نبود. رخسار امام (ع) از شدت شب زنده داری زرد شده بود و چشمانش ازگریه بسیار سرخ. دراثر سجده های طولانی، پیشانی مبارکش پینه بسته و بینی ایشان زخم شده و ساق پاها به کلی از کار افتاده بود. امام باقر(ع) گویند: وقتی پدرم را بدین حالت دیدم، نتوانستم تحمل کنم و گریستم.

درباره امام حسن مجتبی (ع) روایت است که آن حضرت هنگام وضو گرفتن بدنش می لرزید، و چهره اش زرد می شد، از او درباره راز این امر سؤال شد، فرمود:«حق علی کل من وقف بین یدی رب العرش ان یصفر لونه و ترتعد مفاصله؛ برهرکسی که درپیشگاه خداوند می ایستد لازم است که ]از عظمت الهی[رنگش زرد و اندامش به لرزه افتد» (بحارالانوار، مجلسی، ج ۴۳، ص ۳۳۹) درجایی دیگر آمده است: و اذا قام فی صلاته ترتعد فرائصه بین یدی ربه عزوجل؛ و هرگاه برای نماز می ایستاد، بند بند وجود او در مقابل خدایش می لرزید. (همان، ج ۴۳، ص۳۳۱، روایت۱).

درحالات امام صادق (ع) بسیار از سنت و سیره ایشان درباره نماز گفته شده که شاید یکی از مهم ترین احادیث دراین زمینه حدیثی است که همسر امام صادق (ع) نقل می کند. این حدیث از آن رو اهمیت دارد که امام درهنگام مرگ و در آخرین لحظات و به مساله نماز می پردازد تا نشان دهد که نماز از چه جایگاه و اهمیتی برخوردار است و سبک شماری آن موجب می شود تا انسان از شفاعت اهل بیت(ع) محروم بماند.

ابوبصیر می گوید: روزی بر ام حمیده همسر امام جعفر صادق(ع) وارد شدم تا او را در رحلت امام (ع) تسلیت بگویم. او گریست و من به گریه اش گریستم. آن گاه فرمود:«ای ابا محمد! اگر امام صادق (ع) را به هنگام وفات می دیدی چیز عجیبی مشاهده می کردی.

حضرت چشمان مبارک را گشود و فرمود:«با هر که قرابت و بستگی دارم، به نزد من گرد آورید». ما هیچ کس را فروگذار نکرده و همگان را حاضر ساختیم، امام (ع) به آنان نگریست و فرمود:«ان شفاعتنا لاتنال مستخقا بالصلاه » «بدرستی که شفاعت ما به کسی نمی رسد که نماز را سبک بشمارد». (سفینه البحار، جلد۲، ص ۱۹و نیز الکافی، ج۳ ،ص ۲۷۰).

شفاعت یکی از مهم ترین ابزارهای بشر برای رسیدن به جایگاه قرب الهی است؛ زیرا هر انسانی به اسبابی دچار خطا و گناه و اشتباه می شود و انسان تنها با جست وجوی ابزار و اسباب مناسب می تواند به سمت مقام قرب و قدس برود. از مهم ترین اسباب و وسایل تقرب، شفاعت اهل بیت(ع) به ویژه پیامبر (ص) است؛ زیرا نماز آدمی هر چند کامل باشد ولی هرگز کسی نمی تواند حق نماز را به جا آورد چنان که حق تقوای الهی را به تمام و کمال نمی تواند به جا آورد. براین اساس اگر کسی بخواهد به مقام قرب برسد باید از مقام شفاعت بهره گیرد. با این همه دست یابی به مقام شفاعت و بهره مندی از آن نیز نیازمند ابزارها و وسایلی است که یکی از مهم ترین آن ها سبک نشمردن نماز است.

بسیاری از مردم با آن که اهل نماز هستند ولی آن را با کسالت به جا می آورند و درانجام به موقع نماز و در اول وقت تنبلی روا می دارند. در سر نماز به هر کاری و فکری مشغول می باشند و خسته دلان نماز می خوانند و شاداب به نماز نمی ایستند. از این رو خداوند از نمازگزارانی سخن به میان می آورد که در نماز خویش «تساهل» دارند. «فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون»؛ «وای به حال نماز گزاران، نمازگزارانی که نماز را سبک می شمارند». (سوره ماعون، آیه ۴ و ۵)

● مصادیق ساهون

به باور «ابن عباس» منظور از این گروه، آن کسانی هستند که نمازشان را از هنگامه مقرری که باید خوانده شود به تأخیر می اندازند. از امیرمؤمنان آورده اند که منظور منافقانند، چراکه این گروه نه به هنگام خواندن نماز امید پاداشی دارند و نه وقتی نمی خوانند از کیفر آن می ترسند؛ آنان هستند که در نماز غفلت می ورزند تا وقت مقرر آن بگذرد. این گروه هنگامی که با خوبان و نیکان روزگار باشند، از روی ریاکاری و سوداگری، نماز را بهنگام می خوانند، اما آن گاه که با هم اندیشان خود و یا تنها باشند نمی خوانند. (مجمع البیان، ذیل آیه)

یکی از یاران امام صادق(ع) آورده است که از آن حضرت از آیه موردبحث پرسیدم، که آیا منظور وسوسه شیطان است؟ سألته عن قوله: الذین هم عن صلوتهم ساهون. فرمود: نه، هرکسی ممکن است ناخواسته دستخوش غفلت شود، آیه چنین کسی را نمی گوید؛ بلکه «ساهون» آن کسانی هستند که خواندن نماز را از هنگامه مقرر آن به تأخیر می افکنند تا وقت آن بگذرد. فقال: لا، کل احد یصیبه هذا، ولکن ان یغفلها ویدع أن یصلی فی اول وقتها. در بیان دیگری آورده اند که در تفسیر آیه مورد بحث فرمود: هو الترک لها و التوانی عنها. منظور آیه، نخواندن نماز و سستی ورزیدن در انجام آن است. (همان پیشین)

علامه طباطبایی می نویسد: ساهون یعنی آنهایی که از نمازشان غافلند و اهتمامی به امر نماز ندارند و از فوت شدنش باکی ندارند؛ چه این که به کلی فوت شود و چه این که بعضی از اوقات فوت گردد، و چه این که وقت فضیلتش از دست برود و چه این که ارکان و شرایطش و احکام و مسائلش را ندانسته نمازی باطل بخوانند. در آیه شریفه تکذیب گر روز جزا به چنین نمازگزارانی تطبیق شده، چون حرف «فاء» که برسر جمله آمده می فهماند جمله مزبور نتیجه تکذیب روز جزا است و می رساند چنین نمازگزارانی خالی ازنفاق نیستند، چون تکذیب روز جزا تنها به این نیست که به کلی آن را منکر شود، کسی هم که تظاهر به ایمان می کند و نماز مسلمانان را می خواند، اما طوری می خواند که عملاً نشان می دهد باکی از روز جزا ندارد، او نیز روز جزا را تکذیب کرده. «الذین هم یراون» کسانی که عبادت را در انظار مردم انجام می دهند، (و یا در انظار، بهتر و غلیظ تر انجام می دهند)، اینگونه افراد شکارچیانی هستند که با زبان شکار حرف می زنند، تا شکار بدامشان بیفتد، (در بین مسلمانان خود را مسلمان تر از آنان جلوه می دهند، و معلوم است اگر در بین اهل ملتی دیگر قرار بگیرند چهره آن مردم را به خود می گیرند). (المیزان، علامه طباطبایی، ذیل آیه)

امام صادق(ع) در ذیل این آیه فرمود: منظور تأخیر نماز از اول وقت و بدون عذر است. (تفسیر قمی، ج ۲، ص ۴۴۴.)

بنابراین کسانی که این گونه با نماز عمل می کنند و آن را سبک می شمارند و استخاف در حق آن روا می دارند، باید خود را از شفاعت اهل بیت(ع) محروم بدانند. این درحالی است که شفاعت ایشان در دنیا به معنای دست یابی به کمالات الهی و فعلیت یابی اسمای الهی در جان و ذات آدمی و در آخرت به معنای بهره مندی از بهشت و مواهب قرب الهی در جنت صفات و ذات است.

از نظر امام صادق(ع) استخفاف و سبک شماری نماز، در حکم گناهی است که شخص را از شفاعت اهل بیت(ع) محروم می سازد. بنابراین نماز نخواندن و ترک آن خود گناهی بزرگ است، نمازخواندن و در عین حال ترک آن را خفیف و سبک شمردن و بی اهمیت تلقی کردن آن، خود گناه دیگری است که از مهمترین آثار آن دوری از شفاعت اهل بیت(ع) است. استاد قرائتی در درس هایی از قرآن برای استخفاف و سبک شماری نماز به ۰۲ مورد اشاره کرده که آنها مصادیق سبک شماری است.

بسیاری از گرفتاری های دنیا و آخرت ما به سبب همین سبک شماری نسبت به نماز است. فاطمه زهرا(س) جده بزرگوار امام صادق(ع) نیز در سخنی به تاثیرات سوء استخفاف نماز در زندگی بشر در دنیا و آخرت اشاره می کند که نقل آن در اینجا می تواند برای بیان جایگاه و اهمیت نماز مفید و سازنده باشد.

● ۱۵ بلای سبک شمردن نماز

فاطمه زهرا(س) از پدر بزرگوارش پرسید: پدرجان! سزای مردان و زنانی که نماز خودرا سبک شمارند چیست؟

رسول خدا(ص) فرمود: ای فاطمه! هر مرد و زنی که نماز خود را سبک شمارد خداوند او را به پانزده خصلت دچار می کند. شش خصلت از این گرفتاری ها دردنیا و سه مورد در هنگام مرگ، و سه مورد آنها در قبر و سه مورد در قیامت زمانی که از قبر خارج می شود.

اما آن شش خصلت و بلایی که در دنیا دامن گیرش می شود:

۱) خداوند عمرش را بی برکت می کند

۲) برکت از روزی اش برمی دارد

۳) سیمای صالحین را از چهره اش محو می کند

۴) دربرابر کارهایش پاداشی به او نمی دهد

۵) دعایش به آسمان بالا نمی رود و اجابت نمی شود

۶) از دعای صالحان بهره مند نمی شود.

اما آن سه بلا و خصلت هایی که هنگام مرگ گرفتارش خواهدشد:

۱) خوار و ذلیل می میرد

۲) گرسنه جان می دهد

۳) تشنه از دنیا خواهد رفت اگرچه آب همه نهرهای دنیا را به او بدهند ولی سیراب نشود.

اما آن سه بلایی که در قبر دامنگیرش می شود:

۱) خداوند فرشته ای را بر او می گمارد که همیشه او را در قبر زجر و آزار دهد

۲) قبر را بر او تنگ می کند

۳) ظلمت و تاریکی قبرش را فرامی گیرد.

اما آن سه بلایی که در روز قیامت گرفتار خواهدشد:

۱) خداوند فرشته ای بر او می گمارد که او را در برابر چشمان مردم به صورت، روی زمین می کشند

۲) حساب او را سخت می گیرند

۳) خدا به نظر لطف به او نمی نگرد و او را پاک نمی سازد و عذابی دردناک خواهد داشت (سفینه البحار، ج۲، ص۴۴)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 19:27  توسط پری سیما فروغی  | 

  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاريخچه ي نماز:

تاريخ نماز و پرستش به قدمت تاريخ اديان وسابقه ي اديان به موازات پيشينه ي پيدايش حيات انسان است و اينك بررسي پيشينه ي تاريخي نمازبا توجه به آيات قرآني

الف:نماز نخستين عبادتي كه بر بندگان واجب شد:

به العبد يوم القيامة الصلوة فمن أجاب فقد سهل ما بعده ومن لم يجب فقد اشتد ما بعده

نخستين پرستشي كه بر بندگان واجب شد نماز است،آخرين عملي كه به هنگام مردن بماند،نماز است واولين چيزي كه روز قيامت ازآن بپرسند نماز استپس هر كس به خوبي جواب گويدو پاسخش را بپذيرند ،در حسابرسي هاي پس از نمازش آسان گيرند وآنكه پاسخ نيكو ندهد،در اعمال ديگرش به سختي حساب كشندوفرمودند:

اول ماافترض الله علي امتي الصلوات الخمس واول مايرفع من أعمالهم الصلوات الخمس و اول ما يسألون عنه الصلوات الخمس

نخستين چيزي كه خدا بر امتم واجب كرد ،پنج نماز است ونخستين چيزي كه از اعمالشان بالا برده شود، پنج نماز است ونخستين چيزي كه از آن سؤال شوند پنج نماز است.

ب:نماز، در اديان پيش از اسلام:

در سوره ي مريم،آيه ي سي ويكم از قوا مسيح مي خوانيم:

واوصاني بالصلاة والزكاة مامدت حيّاً

وخدا،تازمانب كه زنده باشم،مرا به نماز وزكات فرمان داده است

نماز يهوديان ومسيحيان به دعا نزديكتر است.يهود در ساعات سوم وششم ونهم روز و در ساعات اوّل شب وآخر شب و هنگام تناول غذاها،دعاهايي دارند.

ركوع، در نماز كمتر اقوام وجود داشته است0نماز يهود،از ركوع خالي است امّا در مسيحيت،در قرآن مجيد آيه ي چهل وسوم از سوره ي آل عمران به مريم خطاب شده است :

يا مريم اقنتب لربك واسجدي واركعي مع الراكعين.

اي مريم!براي پروردگارت،قنوت بخوان و سجده كن وباركوع كنندگان ،ركوع بجاي آور .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 14:5  توسط پری سیما فروغی  |